عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
483
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
روى زمين را نگاه كرد كسى را نديد ، چنان انگاشت كه چشمش خطا كرده ، به كار خود بازگشت . چون نوبت آبيارى دوم رسيد ، زن به شوهر گفت : خواهى كه آبيارى را من به عهده گيرم و امروز تو كار نكنى ؟ مرد گفت ، البته اگر تو خواهى . آن روز مرد در خانه نشست . زن شتابان روان [ مزرعه ] شد و چون فرصت مناسبى يافت ، ناگاه چوبدستى بدست به خانه آمد و چوب را به سر مرد بلند كرد و گفت : واى بر تو ! مرد گفت : اتفاقى افتاده ! گفت : كجا شد آن زنى كه ديدمت كه او را در بغل گرفته بودى ؟ مرد گفت : سوگند مىخورم به خداوند كه اينجا زنى نيامده . زن گفت : من با اين دو چشم خود ديدم در حالى كه روى آب بودم . پس سوگندها خوردند . سرانجام مرد گفت : اگر تو راست مىگويى گمان مىكنم آن آب ، آب بوس و كنار بود . از آن روز باز ، اين سخن ضرب المثلى شد در هنگام مصيبتها و رويدادهاى عظيم . ماء الغادية . ابو عمرو گفته : عرب در ضرب المثلهاى خود گويد : « أعذب من ماء الغادية » يعنى : گواراتر و شيرينتر از باران ابر سپيدهدمان . يا « أعذب من ماء البارق » يعنى : شيرينتر و پاكتر از باران ابرى كه برق مىزند . ماء الكرم . دربارهء آب انگور سخنها گفتهاند ، يكى از بهترين آنها اين كه : فإنّ الكرم من كرم و جود * و ماء الكرم للرّجل الكريم يعنى : انگور از بزرگوارى و بخشندگى حاصل مىشود و آب آن ( شراب ) از براى مرد بزرگوار است . ماء مأرب . مأرب نام كاخ پادشاه سبأ بود كه بعدها شهر اور را هم به همين نام خواندند ، و اين همان شهرى است كه خداوند دربارهء آن فرمود : « كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ » « 1 » . و خوشتر از آن شهر كه خداوند چنين ستايش كرده و شيرينتر از آب آن هيچ
--> ( 1 ) - سوره سبأ - 15 .